مجموعة مؤلفين

242

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

امروز كه روز چهارشنبه 3 ذيحجه است ، صبح زود برخاسته نماز خوانده زيارت مشرف شده مراجعت به منزل [ نموده ] . شجاع نظام [ و ] ميرزا محمود مىخواستند بروند به شكار دراج ، آقا سيد عبدالامير هم نزد من بود . گفتم كه سواره برويد ، پياده رفتند . آقا سيد احمد ، اخوى آقا سيد درويش هم همراه ايشان رفت ، آقا سيد درويش آمد نزد من ، تنها بوديم ، قدرى صحبت نموده ، ناهار صرف شد . از افندىها و دوستان آمدند ، نشسته قدرى صحبت كردند . [ ازدحام جمعيت در كربلا ] طرف عصر ، حضرات از شكار آمده ، ولى دراج نديده بودند . قرار شد ، فردا سواره بروند به محل دراج برسند . طرف غروب ، آقا سيد الاطباء همدانى آمد مشغول صحبت بوديم . زوار هم از طرف عجم امروز از قِبل كرمانشاهانى و همدانى بسيار آمدند . حاجى قلىخان و آقا حسين كمپانى و جمعى آمدند . عرابه هم از طرف [ 48 ] نجف بسيار آمد . جناب آقا سيد عبود نجفى با عربانه آمد درب منزل بنده كه محل سكناى عرابه بود ، پياده شد . قدرى حال پرسى كرديم ، رفت جاى ديگر ، اظهار داشت كه مراجعت مىكنم ، رفتم زيارت ، بعداز زيارت كه دو ساعت از شب مى گذشت با جناب حاجى سيد عبود و آقا سيد عبدالامير آمديم به منزل ، قدرى صحبت كرديم تا چهارساعتى از شب گذشته ، شام صرف شد . امروز كه روز پنج شنبه 4 شهر ذيحجه است ، صبح زود برخاسته ، باد شديدى مىآمد ، چاى صرف نموده به زيارت مشرف شده ، مراجعت به منزل شد . ساعت سازى بود كه سابقه و دوستى داشتم ، آمد با جناب آقا سيد امير نشسته مشغول به صحبت شده ، قرب به ناهار شد ، منتظرجناب آقا سيد عبود نجفى بوديم ، بنده هم كتاب دعا مى خواندم ، آقا سيد عبود تشريف آورد ، ناهار خواستم ناهار صرف شد . طرف عصر به زيارت مشرف شده ، زوار همدانى و كرمانشاهانى زياد آمد ، جمعيت در صحن زياد ، اعراب و هندى و همدانى و ترك زياد بود . قدرى در صحن گرديده تا شب شد شب را هم تا سه ساعت از شب گذشته در صحن و حرم مشغول زيارت دعاگويى دوستان [ 49 ]